ترجمه "orator" به فارسی
سخنران, ناطق, خطیب بهترین ترجمه های "orator" به فارسی هستند.
orator
noun
دستور زبان
Someone who orates or delivers an oration. [..]
-
سخنران
' IVBabbitt promised to become a recognized orator.
همه چیز نوید میداد که به بیت سخنران مشهوری خواهد شد.
-
ناطق
Yes, by the by, starting up, where's the orator?
سپس درحالیکه به موضوع دیگری پرداخت پرسید: پس ناطق کجاست!
-
خطیب
for the destiny of an artist, author, orator; anything rather than that of a priest:
برای داشتن شغل یک هنرمند، نویسنده، خطیب، خلاصه برای شغلی غیر از کشیشی دلم پر میزد،
-
ترجمه های کمتر
- سخنور
- گوینده
- خطابه سرای
- سخنران عمومی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " orator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "orator" با ترجمه به فارسی
-
خطابه · خطبه · سخن · فصاحت و بلاغت · نطق · گفتار
-
خداحافظی
-
با لحن اغراق آمیز و پرطمطراق حرف زدن · خطابه سرایی کردن · داد سخن دادن · نطق غرا ایراد کردن · نطق کردن
-
درودی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن