ترجمه "orbiter" به فارسی

مدارگرد, (ماهواره یا سفینه ی فضایی) مدارپیما, (کسی یا چیزی که وارد مدار می شود) مدارگرای بهترین ترجمه های "orbiter" به فارسی هستند.

orbiter noun دستور زبان

an object which orbits another, especially a spacecraft that orbits a planet etc. without landing on it [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مدارگرد

    spacecraft which orbits a planet or other celestial body

    from a Mars-orbiting satellite called Odyssey.

    از یک ماهواره مدارگرد مریخ بنام "اودیسی" بدست آوردیم.

  • (ماهواره یا سفینه ی فضایی) مدارپیما

  • (کسی یا چیزی که وارد مدار می شود) مدارگرای

  • ترجمه های کمتر

    • پرگاره پیما
    • پرگاره گرای
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " orbiter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "orbiter" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "orbiter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه