ترجمه "orbital" به فارسی
اوربیتال ترجمه "orbital" به فارسی است.
orbital
adjective
noun
دستور زبان
Of or relating to the eye socket (eyehole). [..]
-
اوربیتال
A specification of the energy and probability density of an electron at any point in an atom or molecule.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " orbital " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Orbital
Orbital (The Culture)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Orbital" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Orbital در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "orbital"
عباراتی شبیه به "orbital" با ترجمه به فارسی
-
(ماهواره یا سفینه ی فضایی) مدارپیما · (کسی یا چیزی که وارد مدار می شود) مدارگرای · مدارگرد · پرگاره پیما · پرگاره گرای
-
عناصر مداری
-
خروج از مرکز مداری
-
مدار قطبی
-
مدار خورشید مرکزی
-
تناوب مداری
-
مدار بیضی
-
اوربیتال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن