ترجمه "ordnance" به فارسی
توپخانه, مهمات, توپ بهترین ترجمه های "ordnance" به فارسی هستند.
ordnance
noun
دستور زبان
military equipment, especially weapons and ammunition. [..]
-
توپخانه
This is Rio 2 Bravo requesting ordnance drop.
ريو 2 براو هستم درخواست شليک توپخانه رو دارم
-
مهمات
nounUnfortunately, there was no arbiter to define ordnance stores.
متاسفانه در آنجا مسئولی برای تشریح وضع انبار اسلحه و مهمات و وظایف آن نبود.
-
توپ
nounA company of infantry of the line had come up and occupied the end of the street behind the piece of ordnance.
یک گروهان از پیادهنظام صف پیش آمده و ته کوچه را در پشت توپ اشغال کرده بود.
-
ترجمه های کمتر
- قلعه
- اردینانس
- لشگرداری
- (ارتش) اداره ی تدارکات
- مهمات (سلاح به علاوه ی خرج آن و وسایط نقلیه و تجهیزات مربوطه)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ordnance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ordnance" با ترجمه به فارسی
-
توپ · قلعه · مهمات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن