ترجمه "organism" به فارسی

سازواره, ارگانیسم, اندامگان بهترین ترجمه های "organism" به فارسی هستند.

organism noun masculine دستور زبان

(biology) A discrete and complete living thing, such as animal, plant, fungus or microorganism. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سازواره

    noun

    living thing

  • ارگانیسم

    any contiguous alive physical entity; entity or being that is living; an individual living thing, such as one animal, plant, fungus, or bacterium

    and organisms that compete for resources in those worlds.

    و ارگانیسم هایی که برای رسیدن به منابع در این دنیاها رقابت میکردن.

  • اندامگان

    galaxies, molecules, cells, organisms, societies —

    کهکشان ها، مولکول ها، سلول ها، اندامگان، جوامع—

  • ترجمه های کمتر

    • سازمان
    • موجود زنده
    • اندامه
    • فرتاش
    • ترکیب موجود زنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " organism " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "organism"

عباراتی شبیه به "organism" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "organism" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه