ترجمه "organization" به فارسی
سازمان, تشکیلات, سازماندهی بهترین ترجمه های "organization" به فارسی هستند.
organization
noun
دستور زبان
(uncountable) The quality of being organized. [..]
-
سازمان
nounThe top level of a business hierarchy. [..]
In the absence of justice, what is sovereignty but organized robbery?
در فقدان عدالت، حاکمیت چیزی نخواهد بود مگر دزدی سازمان یافته.
-
تشکیلات
nounIt's one of the largest organizations in the world for young people.
این وبسایت یکی از بزرگترین تشکیلات جوانان در سراسر دنیا است.
-
سازماندهی
I organized a marriage ceremony last month.
جشن عروسی را ماه پیش سازماندهی کردم.
-
ترجمه های کمتر
- ساماندهی
- ساختمان
- ساختار
- سازمندی
- (نادر) رجوع شود به organism
- هیئت حاکمه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " organization " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Organization
-
سازمان
nounIn the absence of justice, what is sovereignty but organized robbery?
در فقدان عدالت، حاکمیت چیزی نخواهد بود مگر دزدی سازمان یافته.
-
سازمان- تشکیلات
عباراتی شبیه به "organization" با ترجمه به فارسی
-
قرار گرفتن در رتبههای عادی موتور جستجو. موتورهای جستجو سایتهای دیگری را در کنار نتایج عادی خود نشان می-دهند که برای آن هزینه دریافت میکنند. رتبههای عادی موتور جستجو را نمیتوان خرید!
-
بیهوازی اختیاری
-
سازمان یا ساختار اطلاعات
-
سازمان مسطح
-
بنیه · نیروی زیستی
-
تشکیلات خرید، سازمان خرید
-
سازمان خیریه · هيريخ نامزاس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن