ترجمه "orgies" به فارسی
عیاشی, مستی, میگساری بهترین ترجمه های "orgies" به فارسی هستند.
orgies
noun
Plural form of orgy. [..]
-
عیاشی
even there they prolonged their usual orgies late into the night
حتی در آنجا نیز تا بی گاه به عیاشی معمول خود سرگرم بودند.
-
مستی
noun -
میگساری
while she read till morning extravagant books, full of pictures of orgies and thrilling situations.
خودش تا صبح کتابهای عجیب و غریبی را که در آن صحنههایی از میگساری و شه وترانی و جنایت و خون تشریح شده بود میخواند.
-
هرزگی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " orgies " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "orgies" با ترجمه به فارسی
-
(یونان و روم باستان - معمولا جمع) عیاشی و میگساری به افتخار یکی از خدایان (به ویژه Dionysus) · افراط · بی بندوباری · ریخت و پاش · زیاده روی · سور بزرگ · شراب خواری · عیاشی · عیاشی و میگساری چندنفره (همراه با اعمال جنسی) · هرزگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن