ترجمه "orgy" به فارسی

عیاشی, هرزگی, افراط بهترین ترجمه های "orgy" به فارسی هستند.

orgy noun دستور زبان

A revel involving indiscriminate group sexual activity. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عیاشی

    noun
  • هرزگی

    noun
  • افراط

  • ترجمه های کمتر

    • (یونان و روم باستان - معمولا جمع) عیاشی و میگساری به افتخار یکی از خدایان (به ویژه Dionysus)
    • بی بندوباری
    • ریخت و پاش
    • زیاده روی
    • سور بزرگ
    • شراب خواری
    • عیاشی و میگساری چندنفره (همراه با اعمال جنسی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " orgy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "orgy" با ترجمه به فارسی

  • عیاشی · مستی · میگساری · هرزگی
اضافه کردن

ترجمه های "orgy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه