ترجمه "ornery" به فارسی
معمولی, بدسیرت, فروزینه بهترین ترجمه های "ornery" به فارسی هستند.
ornery
adjective
دستور زبان
(Appalachian) Cantankerous, stubborn, disagreeable. [..]
-
معمولی
adjectiveThe other fellow was about thirty, and dressed about as ornery.
مرد دیگر در حدود سی سال داشت و لباسش تقریباً معمولی بود.
-
بدسیرت
-
فروزینه
-
ترجمه های کمتر
- بدخلق
- بدقلق
- سمج
- لجباز
- لجوج
- سرسخت
- عادی
- پست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ornery " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن