ترجمه "ornately" به فارسی
باآب و تاب, باصنایع بدیعی, قطور آراسته بهترین ترجمه های "ornately" به فارسی هستند.
ornately
adverb
دستور زبان
in an ornate manner [..]
-
باآب و تاب
-
باصنایع بدیعی
-
قطور آراسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ornately " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ornately" با ترجمه به فارسی
-
(بیش از حد) مزین · (سبک نقاشی) پرتصنع · جلف · خودنمایانه · پر زر و زیور · پرآذین · پرزرق و برق · پرنقش و نگار
-
آراستگش · بزرگ نمایی · بلند پروازی · پر طمطراقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن