ترجمه "ornamentation" به فارسی

آذین, آرایش, تزئین بهترین ترجمه های "ornamentation" به فارسی هستند.

ornamentation noun دستور زبان

Decoration, adornment or embellishment. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آذین

  • آرایش

    noun

    the one with a red ornament is a court lady then?

    یک نفر با لباس و آرایش قرمز بانوی دربار است؟

  • تزئین

    noun

    Cultivation of trees and shrubs, individually or in small groups, for ornament or instruction rather than use or profit

    کاشت درختان و بوته‌ها، جداگانه یا در گروهی کوچک، بیشتر برای تزئین یا آموزش تا استفاده و سود

  • ترجمه های کمتر

    • زیور
    • پیرایه
    • آذین بندی
    • آرایش شدگی
    • تزئین (تزئینات)
    • مزین سازی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ornamentation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ornamentation" با ترجمه به فارسی

  • گیاهان زینتی علفی
  • (شخص) مایه ی افتخار · (موسیقی) رنگ ثانوی · آذین · آذین بستن · آراستن · آرایش · آرایه · آپوجیاتورا · تاج سر · تزیین · تزیین کردن · زرق و برق گول زننده · زیب · زینت · زینت بخشیدن · زینت کردن · زیور · ستاره ی درخشان · ظاهر توخالی · فرآویز · لذت بخشیدن · پیراستن · پیرایش · پیرایه
  • چندسالههاي تزئيني (گياهان)
  • بوتههاي زينتي · درختان تزييني · درختان زينتي · درختچههاي تزييني · درختچههاي زينتي · گیاهان چوبی زینتی
  • بوتههاي زينتي · درختان تزييني · درختان زينتي · درختچههاي تزييني · درختچههاي زينتي · گیاهان چوبی زینتی
  • ماهیان زینتی
  • گياهان تزييني · گیاهان زینتی
  • یکسالههاي زینتی (گياهان)
اضافه کردن

ترجمه های "ornamentation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه