ترجمه "orphan" به فارسی

یتیم, یتیمی, پدر مرده بهترین ترجمه های "orphan" به فارسی هستند.

orphan adjective verb noun دستور زبان

A person, especially a minor, both or (rarely) one of whose parents have died. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یتیم

    noun

    person whose (parent or) parents have died [..]

  • یتیمی

  • پدر مرده

  • ترجمه های کمتر

    • یتی
    • بی مادر
    • بی پدر
    • بی پدر و مادر
    • بی پدر و مادری
    • وابسته به داروی شفابخشی که چون سودآور نیست تولید نمی شود
    • وابسته به یتیم ها
    • یتیم کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " orphan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "orphan"

عباراتی شبیه به "orphan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "orphan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه