ترجمه "orphanage" به فارسی
یتیمخانه, یتیم خانه, یتیمی بهترین ترجمه های "orphanage" به فارسی هستند.
orphanage
noun
دستور زبان
A public institution for the care and protection of orphans. [..]
-
یتیمخانه
nouna public institution for the care and protection of orphans [..]
I should have dumped you in an orphanage the day you were born!
باید همان روزی که به دنیا آمدید شما را در یک یتیمخانه میانداختم!
-
یتیم خانه
nounInstitution where orphaned children are raised and cared for.
He donated money to orphanages and leprosy clinics.
به یتیم خانهها و درمانگاههای جذامیان پول هدیه میکرد.
-
یتیمی
noun
-
ترجمه های کمتر
- بی مادری
- بی پدری
- پرورشگاه (یتیمان)
- پرورشگاه یتیمان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " orphanage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن