ترجمه "orthographer" به فارسی
املا دان, درست نویس بهترین ترجمه های "orthographer" به فارسی هستند.
orthographer
noun
دستور زبان
One versed in orthography; one who spells words correctly
-
املا دان
-
درست نویس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " orthographer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "orthographer" با ترجمه به فارسی
-
تصویر جبهه ساختمان با خط ها و گوشه های راست
-
(معماری - هندسه) تصویر قائم · ارتانگاره
-
(هندسه) وابسته به خطوط عمود و زوایای راست · ارتانگاشتی · وابسته به املای صحیح
-
از لحاظ املا · با املای درست · درست
-
تصویر ارتوگرافیک چندنمایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن