ترجمه "orthographic" به فارسی
ارتانگاشتی, (هندسه) وابسته به خطوط عمود و زوایای راست, وابسته به املای صحیح بهترین ترجمه های "orthographic" به فارسی هستند.
orthographic
adjective
دستور زبان
Of a projection used in maps, architecture etc., in which the rays are parallel. [..]
-
ارتانگاشتی
-
(هندسه) وابسته به خطوط عمود و زوایای راست
-
وابسته به املای صحیح
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " orthographic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "orthographic" با ترجمه به فارسی
-
تصویر جبهه ساختمان با خط ها و گوشه های راست
-
(معماری - هندسه) تصویر قائم · ارتانگاره
-
املا دان · درست نویس
-
از لحاظ املا · با املای درست · درست
-
تصویر ارتوگرافیک چندنمایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن