ترجمه "outbound" به فارسی
ورودی, برون رو, برون سوی بهترین ترجمه های "outbound" به فارسی هستند.
outbound
adjective
noun
دستور زبان
Leaving or departing; traveling away from; outward bound. [..]
-
ورودی
-
برون رو
-
برون سوی
-
ترجمه های کمتر
- رهسپار بیرون
- عازم خارج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " outbound " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "outbound" با ترجمه به فارسی
-
مامور بازنویسی آدرس خارج شونده
-
بازاریابی خارجی، بازاریابی رو به بیرون
-
لینک از سایت. لینک از سایتی معین به سایتی دیگر. لینک خروجی.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن