ترجمه "outbreeding" به فارسی
برونزادگیری, برونچليپايي, (جانورشناسی و گیاه شناسی - جفت گیری یا گشن گیری دوگونه یا فرد که با هم خویشی یا همانندی نزدیک ندارند) برون زادگیری بهترین ترجمه های "outbreeding" به فارسی هستند.
outbreeding
noun
دستور زبان
The breeding of unrelated (or only distantly related) individuals [..]
-
برونزادگیری
-
برونچليپايي
-
(جانورشناسی و گیاه شناسی - جفت گیری یا گشن گیری دوگونه یا فرد که با هم خویشی یا همانندی نزدیک ندارند) برون زادگیری
-
(مردم شناسی) ازدواج با خارج از طبقه ی خود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " outbreeding " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن