ترجمه "outburst" به فارسی

طغیان, فوران, انفجار بهترین ترجمه های "outburst" به فارسی هستند.

outburst verb noun دستور زبان

(intransitive) To burst out. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طغیان

    noun

    "This outburst had nothing to do with the lack of a genetic link.

    «این طغیان هیچ ربطی به نبود رابطه ژنتیکی نداشت.

  • فوران

    noun

    Through the whole of Mammachi's outburst he remained restrained and strangely composed.

    در تمام مدت فوران خشم ما ماچی او خوددار و به نحو غریبی آرام باقی ماند.

  • انفجار

    noun

    But his voice was drowned in the confused outburst of shouts.

    اما انفجار داد و فریادها مانع شنیده شدن صدای او گردید:

  • ترجمه های کمتر

    • غضب
    • ظهور
    • برونداد
    • شلیک
    • تظاهر
    • (صدا یا انرژی یا احساسات و غیره) برون خیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " outburst " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "outburst"

اضافه کردن

ترجمه های "outburst" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه