ترجمه "outcrop" به فارسی

برونزد, رخنمودن, رخنمون بهترین ترجمه های "outcrop" به فارسی هستند.

outcrop verb noun دستور زبان

A piece of land that stands out (usually into water) from the land surrounding. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برونزد

    visible exposure of bedrock or ancient superficial deposits on the surface of the Earth

  • رخنمودن

  • رخنمون

  • ترجمه های کمتر

    • (زمین شناسی)
    • برون زد
    • برون زدن
    • ماده ی معدنی برون زده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " outcrop " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "outcrop" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه