ترجمه "outcry" به فارسی
فریاد, فغان, داد بهترین ترجمه های "outcry" به فارسی هستند.
outcry
verb
noun
دستور زبان
a loud cry or uproar [..]
-
فریاد
nounBesides, you will strike at the throat, Porthos; it kills as quickly and prevents all outcry.
شما البته وقتی میزنید از گلو بزنید که هم زود میکشید و هم مانع از فریاد میشود.
-
فغان
noun -
داد
verb nounThis provoked a great outcry among the local burgesses;
این موضوع بین طبقه بورژوای محلی داد و فریاد بسیار راه انداخت،
-
ترجمه های کمتر
- جیغ
- حراج
- نهیب
- بانگ زدن
- داد و بیداد
- دادو بیداد
- فریاد اعتراض
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " outcry " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن