ترجمه "outdo" به فارسی

بهتر انجام دادن از کسی دیگر, جلو زدن, بهتر کار کردن بهترین ترجمه های "outdo" به فارسی هستند.

outdo verb دستور زبان

(transitive) To excel; go beyond in performance; surpass. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بهتر انجام دادن از کسی دیگر

    verb

    to go beyond

  • جلو زدن

    verb
  • بهتر کار کردن

  • ترجمه های کمتر

    • تفوق جستن
    • دست دیگران را از پشت بستن
    • شکست دادن
    • عقب گذاشتن
    • پیش افتادن از
    • پیشی جستن از
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " outdo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "outdo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه