ترجمه "outdoor" به فارسی

بیرونی, بیرون از ساختمان, در بیرون بهترین ترجمه های "outdoor" به فارسی هستند.

outdoor adjective دستور زبان

Situated in, designed to be used in, or carried on in the open air. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیرونی

    adjective

    we can reduce outdoor water use by about 50 percent,

    میتوانیم مصارف بیرونی آب را تا ۵۰درصد بکاهیم.

  • بیرون از ساختمان

    Outdoors meant fine weather in Paris, and indoors cost a lot of money.

    در پاریس، بیرون از ساختمان به معنای هوای خوب بود و در داخل ساختمان ماندن هم خرج زیادی داشت.

  • در بیرون

    Wood fires had been built outdoors on bricks behind the house

    روی چند آجر در بیرون، اجاقهایی برپا کرده بودند

  • در هوای آزاد

    and take them outdoors every three to four months.

    وهر سه تا چهار ماه ميبرديمشون در هوای آزاد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " outdoor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Outdoor

The name of a device profile that handles incoming calls by using certain notification settings specified by the user.

+ اضافه کردن

"Outdoor" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Outdoor در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "outdoor"

عباراتی شبیه به "outdoor" با ترجمه به فارسی

  • زراعت در محیط باز
  • برون · به خارج · به سوی بیرون · بیرون شهر · خارج از منزل · دامن طبیعت · در بیرون ساختمان · در هوای آزاد · دشت و صحرا
  • برون · به خارج · به سوی بیرون · بیرون شهر · خارج از منزل · دامن طبیعت · در بیرون ساختمان · در هوای آزاد · دشت و صحرا
  • برون · به خارج · به سوی بیرون · بیرون شهر · خارج از منزل · دامن طبیعت · در بیرون ساختمان · در هوای آزاد · دشت و صحرا
  • برون · به خارج · به سوی بیرون · بیرون شهر · خارج از منزل · دامن طبیعت · در بیرون ساختمان · در هوای آزاد · دشت و صحرا
اضافه کردن

ترجمه های "outdoor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه