ترجمه "outcast" به فارسی
مطرود, وازده, واخورده بهترین ترجمه های "outcast" به فارسی هستند.
outcast
adjective
verb
noun
دستور زبان
One that has been excluded from a society or system, a pariah. [..]
-
مطرود
I felt no longer outcast, vagrant, and disowned by the wide world.
نمیدانم چرا دیگر حس نمیکردم آدم مطرود، آواره و بی پناهی هستم.
-
وازده
where for two years he had associated with the lowest outcasts.
در طی این سال همدست کثیفترین افراد وازده اجتماع گشت.
-
واخورده
-
ترجمه های کمتر
- دور افکنده
- رانده شده
- شخص یا چیز وازده یا دور انداخته شده
- کشتی شکسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " outcast " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "outcast" با ترجمه به فارسی
-
(هندوستان) آدم مطرود طبقه ی اجتماعی خود · آدم بی کس و کار
-
مرتد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن