ترجمه "outfits" به فارسی

outfits noun

Plural form of outfit. [..]

ترجمه خودکار " outfits " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ اضافه کردن

"outfits" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای outfits در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "outfits" با ترجمه به فارسی

  • آراستن · ابزار · ابزار رسانی · اسباب و آلات · اکیپ · تجهیز · تجهیز کردن · تجهیزات به دست آوردن · توشه · دسته · روبه راه کردن · ساز · ساز و برگ · ساز و برگ دادن · ساز و برگ رسانی · سازوبرگ دادن · لباس (دست کامل جامه برای انجام کار بخصوصی) · لوازم · مجهز شدن · مجهز کردن · مجهزسازی · همسفر · وسایل · وسایل کار به دست آوردن · گروه · گروه مردم (در وابستگی به کار بخصوصی) · یراق · یراق کردن
  • آراستن · ابزار · ابزار رسانی · اسباب و آلات · اکیپ · تجهیز · تجهیز کردن · تجهیزات به دست آوردن · توشه · دسته · روبه راه کردن · ساز · ساز و برگ · ساز و برگ دادن · ساز و برگ رسانی · سازوبرگ دادن · لباس (دست کامل جامه برای انجام کار بخصوصی) · لوازم · مجهز شدن · مجهز کردن · مجهزسازی · همسفر · وسایل · وسایل کار به دست آوردن · گروه · گروه مردم (در وابستگی به کار بخصوصی) · یراق · یراق کردن
  • آراستن · ابزار · ابزار رسانی · اسباب و آلات · اکیپ · تجهیز · تجهیز کردن · تجهیزات به دست آوردن · توشه · دسته · روبه راه کردن · ساز · ساز و برگ · ساز و برگ دادن · ساز و برگ رسانی · سازوبرگ دادن · لباس (دست کامل جامه برای انجام کار بخصوصی) · لوازم · مجهز شدن · مجهز کردن · مجهزسازی · همسفر · وسایل · وسایل کار به دست آوردن · گروه · گروه مردم (در وابستگی به کار بخصوصی) · یراق · یراق کردن
  • آراستن · ابزار · ابزار رسانی · اسباب و آلات · اکیپ · تجهیز · تجهیز کردن · تجهیزات به دست آوردن · توشه · دسته · روبه راه کردن · ساز · ساز و برگ · ساز و برگ دادن · ساز و برگ رسانی · سازوبرگ دادن · لباس (دست کامل جامه برای انجام کار بخصوصی) · لوازم · مجهز شدن · مجهز کردن · مجهزسازی · همسفر · وسایل · وسایل کار به دست آوردن · گروه · گروه مردم (در وابستگی به کار بخصوصی) · یراق · یراق کردن
  • آراستن · ابزار · ابزار رسانی · اسباب و آلات · اکیپ · تجهیز · تجهیز کردن · تجهیزات به دست آوردن · توشه · دسته · روبه راه کردن · ساز · ساز و برگ · ساز و برگ دادن · ساز و برگ رسانی · سازوبرگ دادن · لباس (دست کامل جامه برای انجام کار بخصوصی) · لوازم · مجهز شدن · مجهز کردن · مجهزسازی · همسفر · وسایل · وسایل کار به دست آوردن · گروه · گروه مردم (در وابستگی به کار بخصوصی) · یراق · یراق کردن
اضافه کردن

ترجمه های "outfits" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه