ترجمه "outgo" به فارسی

مخارج, جلو زدن, فرارفتن بهترین ترجمه های "outgo" به فارسی هستند.

outgo Verb verb noun دستور زبان

(poetic) To go out, to set forth. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مخارج

    noun
  • جلو زدن

    verb
  • فرارفتن

  • ترجمه های کمتر

    • هزینه
    • خروج
    • خرج
    • آنچه که بیرون می ریزد
    • برتر شدن
    • برون ریز
    • تفوق جستن
    • شکست دادن
    • عقب گذاشتن
    • پیش افتادن از
    • پیشی جستن از
    • پیشی گرفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " outgo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "outgo" با ترجمه به فارسی

  • (انگلیس - معمولا جمع) هزینه (ها) · بازنشستگی · برون روی · برکناری · جبین گشوده · خوش برخورد · خوش معاشرت · درشرف · رفتن · عزیمت · مخارج
اضافه کردن

ترجمه های "outgo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه