ترجمه "outgoing" به فارسی
برکناری, درشرف, بازنشستگی بهترین ترجمه های "outgoing" به فارسی هستند.
outgoing
adjective
noun
verb
دستور زبان
Comfortable in social settings and interactions; confident in dealing with people especially in meeting new people; gregarious. [..]
-
برکناری
-
درشرف
adjective -
بازنشستگی
-
ترجمه های کمتر
- مخارج
- عزیمت
- رفتن
- (انگلیس - معمولا جمع) هزینه (ها)
- برون روی
- جبین گشوده
- خوش برخورد
- خوش معاشرت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " outgoing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "outgoing" با ترجمه به فارسی
-
آنچه که بیرون می ریزد · برتر شدن · برون ریز · تفوق جستن · جلو زدن · خرج · خروج · شکست دادن · عقب گذاشتن · فرارفتن · مخارج · هزینه · پیش افتادن از · پیشی جستن از · پیشی گرفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن