ترجمه "outing" به فارسی
گردش, تفرج, سفر تفریحی بهترین ترجمه های "outing" به فارسی هستند.
outing
verb
noun
دستور زبان
A pleasure trip or excursion. [..]
-
گردش
nounHe had this beautiful sailboat, and he took me out on it.
اون اين قايق بادي خوشگل رو داشت که منو باهاش گردش برد.
-
تفرج
noun -
سفر تفریحی
noun
-
ترجمه های کمتر
- تفریح
- رقابت
- رهنوردی
- پرسه زنی
- پیاده گردی
- پیک نیک
- گردش دسته جمعی
- گشت و گردش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " outing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Outing
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Outing" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Outing در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "outing"
عباراتی شبیه به "outing" با ترجمه به فارسی
-
فریاد زدن، فریاد کردن، به بانگ بلند اعلام کردن
-
حق بیکاری
-
منفجر شدن
-
بازده
-
کباب کردن
-
اولین صادره از اولین وارده
-
پیشی گرفتن (در خشونت یا ظلم و غیره)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن