ترجمه "outland" به فارسی
اجنبی, خارجی, (قدیمی) بیگانه بهترین ترجمه های "outland" به فارسی هستند.
outland
adjective
noun
دستور زبان
(especially in plural) Any outlying area of a country; the provinces [..]
-
اجنبی
noun -
خارجی
noun -
(قدیمی) بیگانه
-
ترجمه های کمتر
- (قدیمی) کشور خارجی
- (معمولا جمع) جا (های) دور افتاده
- برون مرزی
- دور از دریا
- دور افتاده
- دور دست
- سرزمین (های) دور از دریا
- سرزمین بیگانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " outland " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "outland" با ترجمه به فارسی
-
اجنبی · برون مرزی · بیگانه · خارجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن