ترجمه "outlaw" به فارسی

یاغی, متمرد, شرور بهترین ترجمه های "outlaw" به فارسی هستند.

outlaw verb noun دستور زبان

A fugitive from the law. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یاغی

    Then chose to use them for her own gain as an outlaw on the run.

    بعدش از اونا برای خودش. استفاده کرده تا تبدیل به یاغی ای در فرار بشه

  • متمرد

    The outlaws are those who call themselves honest men.

    متمرد و قانون شکن کسايي هستن که خودشون رو انسان هاي درستکار جا ميزنن

  • شرور

    adjective

    You leave now, that no-good outlaw Slim Miller is sure to evade our grasp.

    اگه الان برين ، اون ياغي شرور ، اسليم ميلر

  • ترجمه های کمتر

    • تبهکارفراری
    • رموک
    • لگدزن
    • بزهکار
    • گردنکش
    • نافرمان
    • کجی
    • بدکار
    • (اسب و قاطر و غیره) چموش
    • (حقوق - امریکا) از اعتبار قانونی انداختن (قرارداد و غیره)
    • (در اصل) خلع شخص از حمایت قانون (به خاطر قتل عمد یا گناه بزرگ - کشتن چنین کسی مجازات نداشت)
    • از حقوق مدنی و حمایت قانونی محروم کردن
    • بی اعتبار کردن
    • جانی فراری
    • حرام زاده
    • غیرقانونی کردن
    • قانون شکن حرفه ای
    • متمرد اعلام کردن
    • ممنوع ساختن
    • ممنوع کردن
    • یاغی خواندن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " outlaw " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Outlaw
+ اضافه کردن

"Outlaw" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Outlaw در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "outlaw" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "outlaw" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه