ترجمه "outlandish" به فارسی
عجیب, غریب, اجنبی بهترین ترجمه های "outlandish" به فارسی هستند.
outlandish
adjective
دستور زبان
bizarre, strange [..]
-
عجیب
adjectiveWith no other option, they reluctantly accepted my outlandish tales.
چون چاره دیگری نبود، آنها با اکراه داستان عجیب و غریبم ن را پذیرفتند.
-
غریب
adjectiveI had crossed a marshy tract full of willows, bulrushes, and odd, outlandish, swampy trees;
از زمینی باتلاقی، پوشیده از بیدها و نیها و درختانی عجیب و غریب، گذشته بودم
-
اجنبی
noun
-
ترجمه های کمتر
- برفکی
- فلسی
- (قدیمی) بیگانه
- بیگانه وار
- عجیب و غریب
- پوسته پوسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " outlandish " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "outlandish" با ترجمه به فارسی
-
بیگانگی · غرابت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن