ترجمه "output" به فارسی

بُرونداد, تولید, فرآوردن بهترین ترجمه های "output" به فارسی هستند.

output verb noun دستور زبان

(economics) production; quantity produced, created, or completed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بُرونداد

    send data to out of a computer [..]

  • تولید

    verb

    produce or create

    of the total agricultural output globally.

    این در حدود هشت درصد کل تولید کشاورزی در دنیاست.

  • فرآوردن

    verb

    produce or create

  • ترجمه های کمتر

    • بُروندادن
    • خروجی
    • محصول
    • حاصل
    • بازداد
    • برونداد
    • تولیدگاه
    • فرورد
    • فرآوری
    • (برق - نیروی مفید تولید شده توسط مولد یا بیرون داده شده توسط تقویت کننده ها و غیره) انرژی خروجی
    • (علم و ادب) شکوفایی
    • (محل دادن این نیرو) بازدادگاه
    • (کامپیوتر) برون داد
    • (کامپیوتر) برون داد کردن
    • برون دادن
    • برون دادی
    • برون ده
    • خروجی دادن
    • نیروی بازداده
    • گل کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " output " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "output" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "output" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه