ترجمه "outstand" به فارسی
(قدیمی) دوام آوردن, برجسته بودن, بیرون زدن بهترین ترجمه های "outstand" به فارسی هستند.
outstand
verb
دستور زبان
To resist effectually; withstand; sustain without yielding. [..]
-
(قدیمی) دوام آوردن
-
برجسته بودن
They actually cause you to feel like an outstanding individual in everything you do. And everything counts!
به شما احساس برجسته بودن میدهد. به همه چیز راز جمله جزئیات بها بدهید!
-
بیرون زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " outstand " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "outstand" با ترجمه به فارسی
-
سهام در دست داد و ستد، سهام منتشر شده و به فروش رفته
-
(سهام و اوراق قرضه) منتشر شده و به فروش رسیده · (وام یا کار و غیره) عقب افتاده · بر آمده · برجسته · بیرون زده · حل شده · زبده · سرشناس · قلمبه · مبرز · معوقه · موثر · نا تمام · نخبه · نمایان · والا
-
میانگین دوره وصول مطالبات
-
وام معوق، وام پرداخت نشده
-
دین معوق، بدهی پرداخت نشده یا وصول نشده
-
بدهی تسویه نشده · وصول نشده، پرداخت نشده، تصفیه نشده، معوق، در دست داد و ستد، پابرجا، واریز نشده
-
(سهام و اوراق قرضه) منتشر شده و به فروش رسیده · (وام یا کار و غیره) عقب افتاده · بر آمده · برجسته · بیرون زده · حل شده · زبده · سرشناس · قلمبه · مبرز · معوقه · موثر · نا تمام · نخبه · نمایان · والا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن