ترجمه "outstation" به فارسی
ایستگاه یا پاسگاه (و غیره) در جای دور افتاده ترجمه "outstation" به فارسی است.
outstation
adjective
noun
adverb
دستور زبان
A station or post in a remote position; an outpost [..]
-
ایستگاه یا پاسگاه (و غیره) در جای دور افتاده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " outstation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن