ترجمه "outstretched" به فارسی
بیرون گسترده, مبسوط بهترین ترجمه های "outstretched" به فارسی هستند.
outstretched
adjective
verb
دستور زبان
extended or stretched out [..]
-
بیرون گسترده
-
مبسوط
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " outstretched " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "outstretched" با ترجمه به فارسی
-
در پشت چیزی پراکنده شدن · ماورای چیزی رفتن · گسترده یا دراز کردن · گشاد · گشاد کردن · گشودن، گشادن، گستردن، پهن کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن