ترجمه "outward" به فارسی
خارجی, ظاهر, نمایان بهترین ترجمه های "outward" به فارسی هستند.
outward
adjective
verb
adverb
دستور زبان
Towards the outside; away from the centre. [from 10th c.] [..]
-
خارجی
adjectiveNo outwards signs of bleeding or bruising.
هیچ اثری از خونریزی یا کبودی خارجی وجود نداره.
-
ظاهر
nounanyway the national event is outward
در هر حال مراسم ملي بخش ظاهري قضيه هست
-
نمایان
as the colony grows outwards.
تا زمانی که کلونی رشد کند تا نمایان شود، ادامه می دهد.
-
ترجمه های کمتر
- سیما
- نمودار
- آشکار
- سطحی
- برونگرا
- صوری
- هویدا
- جسمی
- برون سوی
- به طرف خارج
- بیرونی (در برابر: اندرونی)
- جهان مادی (در برابر: دنیای معنوی یا روحانی)
- رو به بیرون
- ظاهری (در برابر: باطنی یا روحی یا فکری)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " outward " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "outward" با ترجمه به فارسی
-
حمل به خارج
-
دلبستگی بچیزهای خارجی یا مادی · چگونگی بیرون · کیفیت ظاهر
-
رجوع شود به outward
-
حمل به خارج
اضافه کردن مثال
اضافه کردن