ترجمه "outwards" به فارسی
رجوع شود به outward ترجمه "outwards" به فارسی است.
outwards
adverb
دستور زبان
From the interior toward the exterior; in an outward direction. [..]
-
رجوع شود به outward
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " outwards " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "outwards" با ترجمه به فارسی
-
آشکار · برون سوی · برونگرا · به طرف خارج · بیرونی (در برابر: اندرونی) · جسمی · جهان مادی (در برابر: دنیای معنوی یا روحانی) · خارجی · رو به بیرون · سطحی · سیما · صوری · ظاهر · ظاهری (در برابر: باطنی یا روحی یا فکری) · نمایان · نمودار · هویدا
-
حمل به خارج
-
دلبستگی بچیزهای خارجی یا مادی · چگونگی بیرون · کیفیت ظاهر
-
حمل به خارج
-
آشکار · برون سوی · برونگرا · به طرف خارج · بیرونی (در برابر: اندرونی) · جسمی · جهان مادی (در برابر: دنیای معنوی یا روحانی) · خارجی · رو به بیرون · سطحی · سیما · صوری · ظاهر · ظاهری (در برابر: باطنی یا روحی یا فکری) · نمایان · نمودار · هویدا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن