ترجمه "ovarial" به فارسی

تخمدانی, مربوط به تخمدان بهترین ترجمه های "ovarial" به فارسی هستند.

ovarial adjective دستور زبان

relating to the ovaries; ovarian

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخمدانی

  • مربوط به تخمدان

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ovarial " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ovarial" با ترجمه به فارسی

  • كشت تخمدان گياهي
  • اندام ماده گل · برچهها · تخمدانهاي گياهي · تخمكها · خامه · كلاله · مادگی
  • (کالبد شناسی - جانور شناسی - گیاه شناسی) تخمدان · تخمدان
  • سندرم تخمدان پلیکیستیک
  • كشت تخمدان (جانوران)
  • تخمدانها · تخمدانها (جانوران) · لولههای تخم
اضافه کردن

ترجمه های "ovarial" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه