ترجمه "ovary" به فارسی

تخمدان, (کالبد شناسی - جانور شناسی - گیاه شناسی) تخمدان بهترین ترجمه های "ovary" به فارسی هستند.

ovary noun دستور زبان

(anatomy) A female reproductive organ, often paired, that produces ova and in mammals secretes the hormones estrogen and progesterone. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخمدان

    noun

    female organ [..]

    Forgive me, that's a normal ovary.

    . ببخشيد, اون يه تخمدان معمولي هست.

  • (کالبد شناسی - جانور شناسی - گیاه شناسی) تخمدان

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ovary " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ovary"

عباراتی شبیه به "ovary" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ovary" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه