ترجمه "overboard" به فارسی

از روی نرده یا پهلوی کشتی, از عرشه ی کشتی, روی عرشه بهترین ترجمه های "overboard" به فارسی هستند.

overboard adjective adverb دستور زبان

excessive; too much [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • از روی نرده یا پهلوی کشتی

  • از عرشه ی کشتی

  • روی عرشه

    the rest swear blind he was lost overboard at sea by accident.

    بقیه کورکورانه سوگند میخوردند که او تصادفا از روی عرشه به دریا افتاده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " overboard " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "overboard" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "overboard" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه