ترجمه "overburden" به فارسی

سربار, (بیش از حد) زیر بار یا فشار قرار دادن, (زمین شناسی) رو بار بهترین ترجمه های "overburden" به فارسی هستند.

overburden verb noun دستور زبان

(geology) The rock and subsoil that lies above a mineral deposit such as a coal seam [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سربار

  • (بیش از حد) زیر بار یا فشار قرار دادن

  • (زمین شناسی) رو بار

  • ترجمه های کمتر

    • اضافه بار
    • بار سنگین
    • بار گران
    • زیاده بر دوش کسی بار گذاشتن
    • گرانبار کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " overburden " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "overburden" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه