ترجمه "overcast" به فارسی
ابری, کوک, (در کان زغال سنگ) تاق ضربی بهترین ترجمه های "overcast" به فارسی هستند.
overcast
adjective
verb
noun
دستور زبان
(transitive, obsolete) To transform. [..]
-
ابری
adjectiveI remember one overcast winter day, Hassan and I were running a kite.
یادم میآید که یک روز زمستانی ابری من و حسن دنبال بادبادکی میدویدیم.
-
کوک
-
(در کان زغال سنگ) تاق ضربی
-
ترجمه های کمتر
- (دوزندگی) کوک زدن
- ابری کردن
- بی نور
- تاق هلالی
- پوشش ابر
- گرفته
- گرفته کردن یا شدن
- گرفتگی (هوا)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " overcast " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "overcast"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن