ترجمه "overcome" به فارسی
مغلوب, اختیار از کف دادن, برنده شدن بهترین ترجمه های "overcome" به فارسی هستند.
overcome
verb
دستور زبان
(transitive) To surmount (a physical or abstract obstacle); to prevail over, to get the better of. [..]
-
مغلوب
adjectiveMay I die, if my master has not overcome the wild beasts, for he is calling to us.
به مرگ خودم که ارباب آن جانوران درنده را مغلوب ساخته است و اینک ما را صدا میزند.
-
اختیار از کف دادن
-
برنده شدن
-
ترجمه های کمتر
- تحت تاثیر شدید چیزی (مانند خشم یا غم) قرار گرفتن
- غالب آمدن
- غلبه کردن
- غلبه یافتن
- مستولی شدن
- مغلوب ساختن
- منکوب کردن
- پیروز شدن
- چیره شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " overcome " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "overcome"
عباراتی شبیه به "overcome" با ترجمه به فارسی
-
غلبه · چيرگي
-
غلبه · چيرگي
-
غلبه · چيرگي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن