ترجمه "overcrowd" به فارسی

انبوهیدن, توفیدن, چپیدن بهترین ترجمه های "overcrowd" به فارسی هستند.

overcrowd verb دستور زبان

To fill beyond desired limits, with people, animals, objects or information. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انبوهیدن

  • توفیدن

  • چپیدن

  • ترجمه های کمتر

    • انباشتن
    • (مردم یا اشیای زیاد را در جایی) چپاندن
    • ازدحام کردن
    • انبوه شدن
    • بسیار شلوغ کردن
    • شلوغ کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " overcrowd " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "overcrowd" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه