ترجمه "overdo" به فارسی

(خود را) خسته کردن, افراط کردن, بسیارگری کردن بهترین ترجمه های "overdo" به فارسی هستند.

overdo verb دستور زبان

To do too much of something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (خود را) خسته کردن

  • افراط کردن

  • بسیارگری کردن

  • ترجمه های کمتر

    • بیش از حد انجام دادن
    • بیش روی کردن
    • زیاده روی کردن
    • زیادی پختن
    • زیادی کار کردن
    • فزون کاری کردن
    • مبالغه کردن در
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " overdo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "overdo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه