ترجمه "overeating" به فارسی
پرخوری, شکم پرستی بهترین ترجمه های "overeating" به فارسی هستند.
overeating
noun
verb
دستور زبان
Gluttony, the act of eating to excess (either to discomfort or more than required for proper health). [..]
-
پرخوری
Chacko often said that his ambition was to die of overeating.
چاک و اغلب میگفت آرزو دارد از شدت پرخوری بمیرد.
-
شکم پرستی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " overeating " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "overeating" با ترجمه به فارسی
-
دست بالای دست، دستی فراز دست دیگر، برای صعود دستی را بالای دست دیگر گذاشتن و خود را بالا کشیدن
-
تحویل دادن ساختمان ابنیه
-
تلاقی دوطرفه · دگرجایگیری · همگذری · چلیپاییشدن · کراسینگ اور · کراسینگاور
-
پرکار؛ فعال؛ کوشا
-
دست بالا گرفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن