ترجمه "overflow" به فارسی

طغیان, سرریز, سرريز بهترین ترجمه های "overflow" به فارسی هستند.

overflow verb noun دستور زبان

The spillage resultant from overflow; excess. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طغیان

    noun

    From these basins the water is continually exhaled by the sun in the daytime, which effectually prevents their overflowing.

    پیوسته هنگام روز آفتاب آب این حوضهها را تبخیر میکند و مانع از طغیان آنها میشود.

  • سرریز

    Text that does not fit within a text box. The text is hidden until it can be flowed into a new text box, or until the text box it overflows is resized to include it.

    Of course, there is the typical problem of an overflowing inbox:

    البته مشکل سرریز شدن ایمیلها هم رایج است.

  • سرريز

    The crematory ones are overflowed.

    کوره هاي آدم پزي سرريز شدن

  • ترجمه های کمتر

    • فراوانی
    • لبریزی
    • وفور
    • سرشاری
    • لبریزگاه
    • (بسیار) فراوان بودن
    • (رودخانه و دریاچه و غیره) طغیان کردن
    • زیر گرفتن
    • سر رفتن
    • سرشار بودن
    • سرشار کردن یا شدن
    • سیل زده کردن
    • لب پر زدن
    • لبریز شدن یا کردن
    • لوله ی لبریزی (برای بردن آبگونه ای که لبریز می شود)
    • مخرج لبریزی
    • مقداری که سر می رود یا لبریز می شود
    • وفور داشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " overflow " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Overflow

The accessibility description for the progressive disclosure chevron in a drop-down list.

+ اضافه کردن

"Overflow" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Overflow در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "overflow" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "overflow" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه