ترجمه "overflowing" به فارسی

تراوش, ریزش, سيلاب بهترین ترجمه های "overflowing" به فارسی هستند.

overflowing noun adjective verb دستور زبان

overflow [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تراوش

  • ریزش

  • سيلاب

    An overflowing; an inundation or flood, especially when the water is charged with much suspended material.(Source: BJGEO)

  • ترجمه های کمتر

    • طغیان کننده
    • فراوان
    • لبریز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " overflowing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "overflowing" با ترجمه به فارسی

  • سرریز بافر
  • سرریز پشته
  • سرریز محاسباتی
  • (بسیار) فراوان بودن · (رودخانه و دریاچه و غیره) طغیان کردن · زیر گرفتن · سر رفتن · سرريز · سرریز · سرشار بودن · سرشار کردن یا شدن · سرشاری · سیل زده کردن · طغیان · فراوانی · لب پر زدن · لبریز شدن یا کردن · لبریزگاه · لبریزی · لوله ی لبریزی (برای بردن آبگونه ای که لبریز می شود) · مخرج لبریزی · مقداری که سر می رود یا لبریز می شود · وفور · وفور داشتن
  • سرریز پشته
  • (بسیار) فراوان بودن · (رودخانه و دریاچه و غیره) طغیان کردن · زیر گرفتن · سر رفتن · سرريز · سرریز · سرشار بودن · سرشار کردن یا شدن · سرشاری · سیل زده کردن · طغیان · فراوانی · لب پر زدن · لبریز شدن یا کردن · لبریزگاه · لبریزی · لوله ی لبریزی (برای بردن آبگونه ای که لبریز می شود) · مخرج لبریزی · مقداری که سر می رود یا لبریز می شود · وفور · وفور داشتن
اضافه کردن

ترجمه های "overflowing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه