ترجمه "overgo" به فارسی
گذشتن, برتری پیدا کردن, تجاوزکردن از بهترین ترجمه های "overgo" به فارسی هستند.
overgo
verb
noun
دستور زبان
(now rare) To cross, go over (a barrier etc.); to surmount. [from 8th c.] [..]
-
گذشتن
verb -
برتری پیدا کردن
-
تجاوزکردن از
-
ترجمه های کمتر
- رسیدن به
- گذشتن از
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " overgo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن