ترجمه "overgrown" به فارسی

انبوه, دارای رشد بی رویه, فزون رسته بهترین ترجمه های "overgrown" به فارسی هستند.

overgrown adjective verb دستور زبان

Having large numbers of plants which have become too big, and are hence spoiling the picturesqueness of a garden. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انبوه

    adjective noun

    Uncle dismounted at the porch of his little wooden house which stood in the midst of an overgrown garden

    عمو جان کنار هشتی خانه کوچک چوبی خود که در میان انبوه درختان ساخته شده بود

  • دارای رشد بی رویه

  • فزون رسته

  • ترجمه های کمتر

    • پر تراکم
    • پر شاخ و برگ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " overgrown " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "overgrown" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه