ترجمه "overhanging" به فارسی

آویزان, متوجه, مشرف بهترین ترجمه های "overhanging" به فارسی هستند.

overhanging verb

Present participle of overhang. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آویزان

    adjective

    touching elbows, with their heads overhanging the darkness of the street

    در حالی که آرنج دسته ایشان به همدیگر مالیده میشد و سرهایشان در تاریکی فراز خیابان آویزان بود

  • متوجه

  • مشرف

    The three went on, and Young Jerry went on, until the three stopped under a bank overhanging the road.

    سه ماهیگیر و به دنبال ایشان جری جوان، به راه ادامه دادند تا آنکه سه ماهییر در زیر پشتهای مشرف بر جاده بازایستادند.

  • پیشامده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " overhanging " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "overhanging" با ترجمه به فارسی

  • (از چیزی) بیرون زدن · (مجازی) تهدید کردن · (هواپیما) طول بال (از بدنه تا نوک بال) · آونگان بودن · آویختن · آویخته بودن · آویختگی · آویزان بودن · برآمدگی · برامدگی · برجستن · برجستگی · بیرون زدگی · جلو آمدن · جلو آمدگی · قلمبگی · لبه · معلق بودن · هر چیز آویخته یا بیرون زده
  • (از چیزی) بیرون زدن · (مجازی) تهدید کردن · (هواپیما) طول بال (از بدنه تا نوک بال) · آونگان بودن · آویختن · آویخته بودن · آویختگی · آویزان بودن · برآمدگی · برامدگی · برجستن · برجستگی · بیرون زدگی · جلو آمدن · جلو آمدگی · قلمبگی · لبه · معلق بودن · هر چیز آویخته یا بیرون زده
اضافه کردن

ترجمه های "overhanging" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه